پروين هميشه دير ميآيد
آن شب كه ستارهات سوخت، مادربزرگ! درست مثل امشب طاقباز روي بامِ تابستان خوابيده بودم. امشب هم يك ستاره سوخت؛ ستارهيِ من نبود. خودت گفتي: «هر وقت ستارهاي ميسوزد يك نفر ميميرد.» شبهايِ آخرِ آخرين تابستون بود كه از ستاره سوختن گفتي و رفتي و نميدانستي كه با دلِ من چه كردهاي! تمامِ اون تابستون را از پروين برام گفتي و تا ستارهات سوخت هم، من پروين را نديده بودم؛ نه، سرِ مزار ِ تو، پروين را ديدم و عاشقِ او شدم ولي هرگز به تو نگفتم پروين! كه چرا عاشقِ تو شدم؛ حتّي به تو نگفتم كه عاشقِ تو شدم. تو از نگاهام فهميدي. تو هم عاشقِ من شدي؛ از نگاهات پيدا بود.
ادامه مطلب>>>
لاریسا شمایلو ترجمه مرا در وبلاگ خود آورده است. برای مشاهده اینجا کلیک کنید:
by Larissa Shmailo
Spring Vow
We will love like dogwood
Kiss like cranes
Die like moths
I promise
©2007, Larissa Shmailo
لاريسا شمايلو 2007
پيمان بهار
ما عشق خواهيم ورزيد
مثل زغال اخته
بوسه خواهيم زد
مثل درناها
خواهيم مرد
مثل پروانگان
من نويد ميدهم
گزاشتار: محمّد مستقيمي(راهي)
× كاريكلماتور
× شعر
× شعر انگليسي
× چند كاريكلماتور
× در سوگ مادرم
× كتابهاي من
× كاريكلماتور
× نقد کتاب (ای نارسینه) از محمدعلی ابراهیمی
× آثار محمدعلي ابراهيمي اناركي (كوير)
× نقد شعر قیصر امین پور
× یک شعر کوتاه
× چند كاريكلماتور
× شعر انگليسي
× چند كاريكلماتور
× غزل
× شعر انگلیسی
× کاریکلماتور
× پگاه دروغ
× بازگشت


