101) سيوسهپل، زايندهرود را هاشور ميزند.
102) منارساربان، بيلاخِ اصفهان است.
103) اگر زايندهرود زبان باز ميكرد؛ مشتِ همه باز ميشد.
104) خوش به حالِ درختاني كه نيمكتِ پارك شدهاند.
105) او بر بالشِ پر خوابيد؛ ما از خواب پريديم.
106) توشك نداري كه بيداري.
107) وقتي به دريا زد دستهگل به آب داد.
108) سايهام رياضتكشتر از آن است كه زيرِ سقف بيايد.
109) آشتي گرهزدنِ فاصلههاست.
110) زندگي ميكنيم يا زندگي ميكند.
(م- راهي)
+ نوشته شده توسط راهي در شنبه 1387/09/02 و ساعت
18:50 |


