131)تا تاكها را نبرند هشيار نميشويم.
132)تا چراغ، چشم باز كرد؛ شب شده بود.
133)تا تو چشم گشودي؛ گرهِ ما كور شد.
134)ناز بودي؛ ناز كردي؛ نازنازي شدي.
135)بالارفتن در هوا نردبانِ دوطرفه ميخواهد.
136)دلم كه شكست؛ آغوشم بازتر شد.
137)آيينه، چشم به راهِ نگاه است.
138)چشمم آن قدر ناجنك زدهاست كه نگو!
139)هلال، كوبهيِ درِ خانهيِ شب است؛ اگر دستت برسد.
140)مژده به زشترويان!: آنچه در آيينه ميبينيد؛ حقيقي نيست.
محمد مستقيمي(راهي)
+ نوشته شده توسط راهي در دوشنبه 1388/01/24 و ساعت
22:52 |


