161) تنها چيزي كه از آيينه نبايد آموخت؛ تنظيمِ خانواده است.
162) عمري چوپانِ چشمِ خود بوديم، بينِ اين همه گرگ.
163) «ناله» اگر «نا» نداشته باشد «له» ميشود.
164) قلاّبيبودن در ذاتِ قلاّب است.
165) اين جا كشيدن جرم است؛ حتّي نفس كشيدن.
166) سيگار، تنها دوستي كه پابهپايِ من ميسوزد.
167) تركِ اعتياد مثلِ تركِ دوچرخه دنبالت ميآيد.
168) دار با اين كه جان ميگيرد سبز نميشود.
169) امروزه، ابرها هم قرص ميخورند.
170) بارانهايِ حرامزاده سيل آفريدند.
(م-راهي)
تو آبشار نیستی
که خالی کنی
زیر پای رود را
برای زیبایی
زیبایی تو خالی
نه تو آبشار نیستی!
تو چشمه ی ایستاده ای!
(م - راهی)
|
|
|
واژگان
از: تايگر
گمان ميكنم شنيدهام
يك واژهي مگو
گويي آشكارا شنيدهام
از نگاهت
و لبخندت
و هنوز هست
آن راز مگو
تا هميشه
گزاشتار: محمد مستقيمي (راهي)
× كاريكلماتور
× شعر
× شعر انگليسي
× چند كاريكلماتور
× در سوگ مادرم
× كتابهاي من
× كاريكلماتور
× نقد کتاب (ای نارسینه) از محمدعلی ابراهیمی
× آثار محمدعلي ابراهيمي اناركي (كوير)
× نقد شعر قیصر امین پور
× یک شعر کوتاه
× چند كاريكلماتور
× شعر انگليسي
× چند كاريكلماتور
× غزل
× شعر انگلیسی
× کاریکلماتور
× پگاه دروغ
× بازگشت


