نريانها را
هي هي
پالان زديد
تا اخته شدند
ماديان ها
هي هي
قاطر زاييدند
هي هي طويلههاي سترون !
نريانها را
هي هي
پالان زديد
تا اخته شدند
ماديان ها
هي هي
قاطر زاييدند
هي هي طويلههاي سترون !
پينك
پونك پينك
پونك...
به هوا بروي
به زمين بيايي
همين است كه هست
(م-راهی)
موشهاي خانگي
در فاضلابها
آنقدر فربه شدهاند
كه از در تو نيايند
نگران نباش
كتابها را موريانهها خواندهاند
(م-راهي)
پينك
پونك پينك
پونك...
ميرانندت
كه برنگردي
(م-راهی)
آنقدر كلاغها به خشكسا لي ريدند
كه ناودانها گرفت
خوابيده بوديم
كه آسمان غافل گير مان كرد
حالا سقف آنقدر چكه كند
كه جانش بالا بيايد
هنوز آنقدر عفّت كلام داريم
كه نگوييم
م - راهي
پينك
پونك پينك
پونك...
بادت كردهاند
كه توي سرت بزنند
(م-راهی)
ريشه در آبهاي اساطيري
روييدم
بر دامنهي «كوه خدا»
به ساحل «هامون»
در آن پگاه
كه دختران سهگانهي موعود
تن به آب زدند
و «سوشيانت»
برگ انجيرش را
به شاخهي من آويخت
ريشه در آبهاي اساطيري
روييدم
در پگاهي كه ريواس روييد
از مزار پدر
و تخم گذاشت
پوپك انسان
در معبد «آناهيتا»
بر قلّهي «كوه خدا»
وقتي به چرا راندند
نخستين رمه را
با آواز نيلبك چوپان
در گوشهي چراگاه «سلمك»
ريشه در آبهاي اساطيري
روييدم
در آن پگاه كه خفت
ده ماهه زمستان
و پدر ايستاده بود
بر جنازهي اهريمن
در جبههي سال
تا بحل كند
تردامنان را
و به جزيه بگيرد
در سايهسار شنبههايم
عسليدوزان را
و شكر هديه كند
نوباوگان را
ريشه در آبهاي اساطيري
روييدم
در آن الست كه شامش را
كعبهي آتش افروخته بود
و آب پاشيدند به روي هم
«سوشيانت» و خواهران
گاهي كه بشارت آورد سروش
آن پيامدار جام را
به انوشگي
تا برويند
ستونهاي غلّه و بنشن
به شگون فراواني
ريشه در آبهاي اساطيري
روييدم
موزون
در نغمهاي مناسب «عشّاق»
همساز نغمههاي مخالف
«زيرافكند» گامهاي «حجاز» و «عراق» و «ترك»
و انوشه ماندم
بر پيشاني سال
در هجوم سمومي سخت
سرسبز
زمستانشان باد!
ستونهاي غلّه و بنشن، مرا
به شگون قحطي، شما را
و فروردگانتان باد!
روزهاي سبزم را
اگر به زمستان بريد
تبرداران!
پينك
پونك پينك
پونك...
گاهي راست
گاهي چپ
براي تو چه فرق ميكند؟
(م-راهی)
تعفن شاشتان
زاينده رود را به گند كشيد
و مادي ها در شهر لجن ميپراكنند
شهر شما را تف ميكند
سر بالا
م - راهي
پينك
پونك پينك
پونك...
تا به تورت نيندازند
رهايت نميكنند
(م-راهی)
پينك پونگ۵
پينك
پونك پينك
پونك...
به چپ، چپ
به راست، راست
براي كه ميجنگي؟
(م-راهی)
پينك
پونك پينك
پونك...
گاهي در خانهي اين ميخوابي
گاهي در خانهي آن
(م-راهی)
پونك پينك
پونك...
سرگرداني از تو
امتياز از بازيگران
(م-راهی)
پينك
پونك پينك
پونك...
تا زندهاي
بازيچهاي
آااااااي توپ کوچولو!»
(م-راهی)
پينك
پونك پينك
پونك...
يك پسگردني از آسمان
يك تيپا از زمين...
آسمان
زمين آسمان
زمين...
«نرفتن به آسمان
تنها راه رهايي
آااااااي توپ کوچولو!»
(م-راهی)
*
آغوشي كه براي تو گشودم
زانوانم را بغل كرد
*
دخترك زيبا
خفت به خفت
خود را بر دار ميزد
*
اين خواب زمستاني
آنقدر به درازا كشيد
كه ناي بيداري نداريم
*
اين جنگل هم
قانون دارد
مثل جنگلهاي ديگر