۶۱) ديوارِ چين رويِ پيشانيش بود.
۶۲) هيچ كس به اندازهيِ «جربزه»، بز نميآورد.
۶۳) «توان»، وقتي «ناتوان» شود «نا» دارد.
۶۴) آمد اصلاح كند؛ ترسيد تكفيرش كنند.
۶۵) سرنوشتِ طاسها بهتر خوانده ميشود.
۶۶) گناهكار، وقتي بيگناه شد كار به دست آورد.
۶۷) تا از اخمِ خود كاست خم شد.
۶۸) «شرمزده»، وقتي «زده» شد ديگر شرم نداشت.
۶۹) وقتي ننگ به بار آورد او را تكاندند.
۷۰) اگر با چنگالِ مرگ غذا بخوري از زندگي سير ميشوي
.
م- راهی

