شعری دارم با نام (بام گذشته) که در دفتر (آسمان را بالاتر بیاویز) چاپ شده خودم ارتباط عاطفی شدیدی با این شعر دارم به حدی که هر وقت می خوانم بغضم می ترکد. دوست عزیزم ابراهیم اسماعیلی که هم شاعری تواناست و هم نکته سنجی ظریف دقایقی در آن یافته است که برای من جالب بود . اگر دوست دارید در لینک زیر مطالعه کنید:

(اين نوشته متن يك سخنراني است اگر كاستيهايي در نگارش آن ديده ميشود خواهيد بخشيد)
اي نارسينه
شاهنامهاي در جغرافياي يك گويش
نقدي بر كتاب «اي نارسينه» سرودهي محمّدعلي ابراهيمي اناركي
«محمّد مستقيمي(راهي)»
از آنجا كه اينجانب با دوستان و شاعران بسياري در سراسر كشور آشنا هستم كه در شعر به گويش محلّي دستي دارند و قلم ميزنند بهجرأت ميتوانم ادّعا كنم كه هيچ كدام برخوردشان با اين نوع شعر رسالتي در پي ندارد و معمولاً تفنّني بيش نيست و من هميشه از اين برخورد آزرده بودم تا اين كه با كتاب «اي نارسينه» سرودهي شاعر توانا و دلسوختهي كوير، «كوير اناركي» روبرو شدم و آنچه را كه در اين مقوله آرزو داشتم در آن ديدم و بر آن شدم كه با معرّفي آن به ديگر دوستان شاعر يك سرمشق خوب را بشناسانم، باشد كه با ظهور چنين آثاري در ادبيات گويشهاي ديگر زبان فارسي، از دغدغه و نگراني دلسوختگان بكاهم.
ادامه مطلب
آثار محمّدعلي ابراهيمي اناركي (كوير)
محمدعلي ابراهيمي دوست بسيار عزيز، دانشمند، محقق و شاعري توانا كه آثارش به ويژه سرودههاي او در گويش اناركي درخور توجه و شايستهي تعظيم است به ويژه اشعار گويشي ايشان كه به نظر من يك شاهكار است در اين پست آثار او را به شما معرفي ميكنم و در پستي جداگانه كتاب (اي نارسينه) او را نقد ميكنم:
۱- انارك (از ديدگاه تاريخي، جغرافيايي و اجتماعي، نشر رنگينه، چاپ اول، ۱۳۸۳
۲- مدرسهي فرخي، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
۳- انارك (آثار همايش گويش شناسي)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۵
۴- شعر كوير (مجموعه اشعار)، نشر گلافشان، چاپ اول، ۱۳۸۱
۵- فرهنگ كوير (واژهنامهي اناركي)، نشر گلستان ادب، چاپ اول، ۱۳۸۷
۶- اي نارسينه (اشعار گويشي)، نشر نقش جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸


كتابهاي آقاي محمّدعلي ابراهيمي اناركي (كوير)
قيصر امينپور غزلي دارد به نام «بيقراري» كه در حال و هواي شعر «خانهام ابري است » از نيماست نقدي و نگاهي ساختاري و مقايسهاي بر اين دو شعر دارم بسيار مختصر كه تقديم ميكنم:
بيقراري
در حال و هواي نيما
ناودانها شرشر باران بيصبري است
آسمان بيحوصله، حجم هوا ابري است
كفشهايي منتظر در چارچوب در
كولهباري مختصر لبريز بيصبري است
پشت شيشه ميتپد پيشاني يك مرد
در تب دردي كه مثل زندگي جبري است
و سرانگشتي به روي شيشههاي مات
بار ديگر مينويسد: «خانهام ابري است.»
ادامه مطلب


