تبليغاتX
دیش سپید ـ ادبی - چند کاریکلماتور

۴۱)     سيل، اغتشاشِ قطرات است و اغتشاش، سيلِ نفرات.

 

۴۲)     در مانورها سربازان، خود را شكست مي‌دهند.

 

۴۳)   عشق تصادفي‌ست كه بهتر است پليس نفهمد.

 

۴۴)     آن قدر «عرب‌زده» است كه واج‌هاي فارسي را هم از مخرج ادا مي‌كند.

 

۴۵)     كتاب، ساكتِ شلوغ است.

 

۴۶)     سانسورچي، اوراقچيِ كتاب است.

 

۴۷)     وقتي زمين چتر بردارد؛ پوششش خشك مي‌شود.

 

۴۸)     خفقان اوّل گلويِ ديوارها را مي‌فشارد.

 

۴۹)     سكوت، بايكوتِ‌خفقان است.

 

۵۰) خفقان آخر خود را خفه مي‌كند

                                                 م- راهی.

+ نوشته شده توسط راهي در پنجشنبه 1387/02/19 و ساعت 23:52 |